تبليغاتX
از الف... - رد پای خود تبلیغی در وبلاگ نویسی

 

نقدی برشیوه وبلاگ نویسی بعضی خانم ها والبته آقایان

رد پای خود تبلیغی در وبلاگ  

  • این یادداشت واکنش های بسیاری را به همراه خواهد داشت این را خود می دانم
  • به واژه بعضی در سر تیتر دقت کنید تا از شدت این واکنش ها کاسته شود
  • مخاطب این یادداشت شاید تنها کمتر از یک درصد از بلا گرین باشند

صفحه وبلاگ که با این اینترنت نفتی ما آرام ارام باز می شود قصه شروع می شود ...من دانشجوی پزشکی هستم ...من طلبه شاگرد اول هستم.. .من قدم بلنده ...من ابروم کمونه....من...استغفرالله. قصه آنجا تلخ تر می شود که این خود تبلیغی متاسفانه به طیف مذهبی نیز کشیده می شود. جالبترناک اینکه بعضی از بزرگوارها از عکس هایی استفاده می کنند که دوچشم از ان عکس بیرون زده ودیگر هیچ! سئوال فنی ای پیش می آید که مراد از این کار چیست؟! اگر مراد نمایش عکس خود است پس چرا چهره پوشیده است؟ اگر نمی خواهید کسی چهره شما را ببنید پس چرا عکس خود را در صفحه ای نمایش می دهید که امکان بازدید از آن در تمام جهان امکان پذیر است! این یک تناقض نیست؟! گفته می شود که شاید از عکس شخص دیگری که هیچ ارتباطی با وی ندارد استفاده می شود، سئوال های قبلی کماکان پار برجاست با این اشکال اضافی که استفاده از عکس غیر با چه هدفی؟ فقط برای جلب توجه؟ نیاز به توجه تا این حد؟!... موضوع وقتی به اوج می رسد که همین شخصی که این چنین خود را مقید نشان می دهد در عمل این گونه نیست این را می توان از شیوه کامنت گذاری و حتی چت کردن هایش و خلاصه نوع ارتباطاتش فهمید. آن وقت است که فاصله از آن چه نشان می دهد با انچه که هست نمایان می شود...یک جای کار می لنگد...

ممکن است فرض شود که من متحجر وتندرو ویا برعکس روشنفکر وغرب زده ام، من کلانتر ویا مُفَتِش نیستم که بدنبال نقصان کسی باشم حرف من تنها یک کلمه است: آن کسی که داعیه تبلیغ ارزشهای اسلام عزیز را دارد نباید ضد ارزش عمل کند، من اگر می خواهم افکار یک طلبه جوان یک دانشجوی مسلمان ومذهبی ویک... را به هم سن وسالان خود برسانم هیچ لزومی نداره به صد مُدل از خودم تعریف کنم وقصد مطرح شدن وجلب توجه را داشته باشم کجای این کار با سیره حضرت فاطمه (س) همخوانی دارد؟!

اگر در این یادداشت بر روی شیوه وبلاگ نویسی خانم ها زوم کرده ام به این معنی نیست که اقایان و یا حتی خود من از این آفت در امان مانده ایم. بل - که خدائیش من این عادت را در خانم ها بیش از آقا یان یافتم. بار دیگر در پایان یادداشت اشاره می کنم خواهرن وبرادران فراوانی هستند که برای نشر وترویج ارزش های اسلامی زحمات فراوانی از طریق وب نویسی می کشند که امیدورام یادداشت فوق باعث رنجش خاطر انان نشود.

بعد التحریر۱:از هم اکنون اماده دریافت شکایات، احضاریه به دادگاه، دمپایی های شلیک شده و...هستیم، ولی خدائیش یه کم جنبه انتقاد داشته باشید... 

بعد التحریر۲: از سفر باز گشتم (۳/۶/۸۷)...

  ــــــــــــ بازتابـــ ـــــــــــــ

   *ابن سبیل

خوشحال شدم از اینکه شما هم با بنده هم دردیدید.
البته من یه مدت با این پروژه آسیب شناسی وبلاگ بچه مذهبی ها در گیر بودم و هستم.
خوب اشاره کردید از نحوه کامن گذاشتن ها.....
راستی حتب قصد داشتم به عنوان یک رساله و پروژه کار کنم....
و جدی.....

   *ف.ق

سخت نگیر برادر دنیا شلوغ تر از این حرفهاست.
 
   *سیب سرخ انتظار
مرحبا....عالی بود....یعنی فکر میکنم حرف دل خیلیا رو زدید....مخصوصا نحوه ی کامنت گذاشتن نویسنده ی بعضی وبلاگا که واقعا جای
تاسف داره....
   *بابک رشیدی
وحشتناک باهاتون موافقم . خداییش بعضی ها بد جوری افراط می کنن (مخصوصاً در زمینه گذاشتن عکس) . هرچند بعضی اوقات گذاشتن یه سری اطلاعات جزئی خالی از لطف نیست
+ نوشته شده در یکشنبه 30 تیر1387ساعت 16:12 توسط » رامین شمسایی نیا |