برای هجدهِ تیر
نمایشِ « اصلاح !» طلبان
آن روز چه گذشت؟
ازکشیک وزارت اطلاعات تا دستگیری رئیس پلیس تهران

ساعت 5بعد از ظهر 17 تیرماه78 است، روزنامه «سلام» به مدیر مسئولی آیت الله موسوی خوئینی ها توقیف می شود،آن شب شورای مرکزی انجمن « اسلامی» دانشگاه تهران تشکیل جلسه می دهد، فرخ شفیعی (دانشجوی کارشناسی ارشد نقشه برداری ساکن اطاق شماره 42خوبگاه 22کوی)تنها کسی است که اصرار دارد شبانه در اعتراض به این توقیف تجمع برگزارکنیم، جلسه تمام شد. فرخ تنهاست او خود دست به کار شده، اعلامیه می نویسد وپخش می کند، ساعت از 10 شب گذشته که حدود بیست دانشجو جلوی درب خوابگاه جمع شدند وفریاد می زنند:«با چوب وسنگ وشیشه /سلام تعطیل نمی شه» و به سمت درب خروجی کوی دانشگاه حرکت می کنند، جمعیت الان به 150 تَن می رسد حتی مقاومت سرنگهبان هم نمی تواند جلوی حرکت آنها به خیابان را بگیرد کلانتری 125 و کشیک وزارت اطلاعات نخستین کسانی هستند که از تجمع مطلع می شوند.
جمعیت200نفره با پیشاهنگی فرخ شفیعی شعار«آزادی اندیشه / همیشه همیشه» می دهند و به سمت بزرگراه جلال آل احمد حرکت می کنند. ستوان قنبری افسر گشت کلانتری 125 به محل می رسد، موج دانشجویان زیاد است ونیروی کمکی لازم، خبر به معاون هماهنگ کننده منطقه انتظامی تهران می رسد، سردار میر احمدی ساعت 3:45 دقیقه صبح دستور اعزام چهار واحد یگان ویژه را به محل می دهد. نیروهای ویژه کمکی با تجهیزات لازم به محل می رسند، پلیس دانشجویان را (که اکثراً با لباس راحتی به خیابان امده اند!) به بازگشت به کوی دعوت می کند، اکثراً عطای اعتراض شبانه را به لقایش می بخشند وخواب شبانه را به داد وفریاد ترجیح می دهند. تنها فرخ شفیعی می ماند و50 تن از دوستان تندروی اوکه حاضر به ختم اغتشاش نبودند. پلیس چاره ای جز برخورد « محکم تر» ندارد، همین برخورد « محکم تر» می شود دستمایه ای برای ادامه اغتشاش در 18 تیر 78...
این ناآرامی ها چندین روز ادامه پیدا کرد وهر روز ابعاد گسترده تری به خود می گرفت، بسیاری از تئوریسین های دوم خرداد وحتی برخی مقامات رسمی (از جمله مصطفی تاج زاده معاون سیاسی وزیر کشور)در این تجمعات شرکت داشته وبه تحریک دانشجویان می پرداختند، رئیس پلیس تهران (سردار نظری)به جرم ورود غیر قانونی به کوی دنشگاه به دادگاه ویژه نظامی احضارشد. سرانجام این نا آرامی ها با ورود «سپاه» خاتمه یافت.
سالها از آن روز می گذرد بسیاری از تحلیلگران وسران انقلاب معتقدند آن اتفاقات یک طرح تدوین شده برای «براندازی نظام» بود. در این بین شاید دو نکته بیشتر تاسف آورتر باشد:
اول: اینکه چرا دانشجو که قرار است بیدار باشد وآگاه، چنین راحت خام می شود وآلت دست این وآن؟ دوم: آنکه چرا بعضی نزدیکان به دولت وقت در این نا آرامی ها دانشجویان را حمایت وتحریک می کردند؟ آیا آنها در این «طرح تدوین شده» نقش داشتند وبرای آنها منفعتی داشت؟!
ــــــــــــ بازتابـــ ـــــــــــــ
*سرگیجه ها
لااقل خاطر روز های مقاومت را برایمان زنده کرد
کاش می نوشتید که این فرج از کجا پیداش شده بود و اخرش چی شد ؟
*بارقه
جواب سئوال اول شما این است. اگر در دوران طلایی ! رییس جمهوری جناب خاتمی دانشجو بوده باشید آن هم در دانشگاه تهران و فعالیت تشکل ها و سخنرانان روشنفکر را در فضای دانشگاه دیده باشید دیگر جواب سئوالتان را هم خواهید داشت.
سئوال دومتان هم که پاسخش را در دلش نهان کرده اید. منفعت! حالا چه جورش؟ در این مقال نمی گنجد!
*اکینانیوز(به قول خودش)!
چیزی که همون زمان هم مشخص بود این بود که این طرح از قبل چیده شده بود! فقط تو فضای مه آلود اون روزا کسی گوشش بدهکار نبود!...