ما آمـــــــــــدیم...
بِ بسم اللهِ «از الفــ »
میگن وسعت روح آدم ها به وسعت افکاریه که دارن، یعنی من اینقده روحم بزرگه وخودم خبر ندارم؟! عُمراً...
آخه من به این فکر میکنم که چطور میشه فریاد ها رو شِنُفت؟چطور میشه فریاد زد؟ گاهی اوقات آدم داد میزنه ها ولی نمیدونم چرا این همه موجود دوگوش ودو پا از کنار آدم رد میشن وفریادش رو نمیشنَوَن؟! انگاری که داری زیر آب فریاد میزنی ...هِی بیخوابی های شبانه چه چیزایی رو به ذهن آدم میاره، همش از صحبت های اون استاد تو دوره روزنامه نگاری شروع شد که می گفت:« قدرت شما به اندازه بلندی صدای شماست، امروز جنگ جنگ رسانه هاست»،حالا می فهمم که چرا زنان وکودکان غزه رو میکشن و این غر بی ها کَکِشون هم نمیگزه! صدای ما بلند نیست..این وبلاگ صدایست که دوست دارد رسا باشد.
اما چرا « ازالـف» ؟!
اگر از الف شروع کنیم داریم: الف- ب - پ- بگیر برو تا... ی. دیدید هیچ اتفاقی نیفتاد!
حالا اگر ما کارهامون یه جائیش میلنگه بدونیم که یا «از الف» شروع نکردیم یا وسطش رو فاکتور گرفتیم وزدیم تو کار «ی»! (رج: اون داستان استاد وشاگردی که شاگرده به جای الف میگفت انف تا استاد رو بپیچونه!) البته حالت سومی هم براش قابل فرضه اون هم این که اصلاً الف مون از بیخ مشکل داره..
«از الـف» دنبال کشف این اشکالات در عرصه های سیاست/اقتصاد/فرهنگ وهنر/ وجامعه است پس بدیهیه که دید ولحنی نقادانه داشته باشد.
به قول درویش مصطفی: ...یاعلی مددی!!