تبليغاتX
از الف...

قصه وطن دوستی یک مرد که سر از اسرائیل در آورد!

قبر شعبون بی مخ!

این شعبون بی مخ که می بینید افقی شده از اون یاغی های روزگار بوده! سرکرده اراذل و اوباشی بوده که به اشارت شاهنشاه آریا مهر تیمش رو ریخته تو خیابون و دولت مصدق رو کله پا کرده. باقی قضایای کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ رو حتماْ خودتون شنیدین!

چند سال پیش شعبون با رادیو اسرائیل مصاحبه کرده بود و گفته: اگر ما اراذل و اوباش پهلوی رو سرکار آوردیم الان یه عده اراذل اوباش سر کارن! مردک چل شده بود آخر عمری! القصه این که این نعششه در اسرائیل. جالبه آدم به اسم وطن دوستی دولت وقت رو بندازه وبعدش بره زیر پرچم اسرائیل بمیره.

نمیدونم چرا یه حسی بم میگه شعبون بی مخ هم کتاب های بر اندازی نرم جین شارپ رو خونده بود.البته باطعم سیرابی شیردون و بناگوش! نه نه اون بنده خدا که سواد این چیز ها رو نداشت. راستی شنیدید شعبون هم جبهه سیاسی داشته؟! اسمشم گذاشته بود« راه سبز کله پاچه!»

+ نوشته شده در شنبه 31 مرداد1388ساعت 22:50 توسط » رامین شمسایی نیا |

 وقتی میز به آدم می چسبد

 اصلاً حوصله بحث در مورد دانشگاه آزاد رو ندارم چون یکی از تکراری ترین وحوصله سر بر ترین سوژه هاست، که اگر نبود این اخبار جدید(که شاید الان دیگه قدیمی شده باشن) وتعجب من عمراً در موردش  نمی نوشتم!  قصه از واحد علوم تحقیقات تهران شروع می شود وفردی بنام «هادوی» که ادعا می کند رئیس این واحد یعنی «جاسبی» زمین های اورا به زور از او گرفته. بعد فیلمی با این موضوع منتشر می کند که آیت الله شاهرودی پس از دیدنش دستور تشکیل دادگاه جاسبی را می دهد، این ها همه هیچ! این تیکش برای من جالبه که 100تشکل دانشجویی از سراسر کشور  نامه ای به آ.شاهرودی می نویسند و درش از او می خوان که یک: دادگاه جاسبی علنی برگزار بشه و دو: دادستان تهران مسئول این پرونده نباشه. درخواست دوم که روشنه ولی من از پیش زمینش خبری ندارم، اما  قسمت اول جالبه، چه چیز باعث شده 100 تشکل دانشگاهی باگرایش های مختلف از دفتر تحکیم گرفته تا بسیج از سیستان گرفته تا تبریز بخوان دادگاه جاسبی علنی برگزار شه؟! پاسخ بعضی سئوال ها «اظهر من الشمس» است،  جای ماندن نیست گاهی...

اما نکته جالبناک تر اینکه  روز بعد از نامه100تشکل ،110تشکل از«اتحادیه تشکلهای اسلامی دانشگاه آزاد» نامه ای می زنن و ازجاسبی حمایت میکنن من اطلاع دقیقی ندارم ولی شنیدم تشکلهای عضو این اتحادیه  برای اجرای برنامه هاشون به خوبی از سوی سازمان مرکزی دانشگاه آزاد ساپورت مالی می شن ودر برابر این کمک ها فشار هایی هم...رجوع به قاعده اظهر من الشمس!

چند وقت پیش مصاحبه ای از آقای جاسبی خوندم که توش نوشته بود : من می خواهم ریاست دانشگاه آزاد را رها کنم ولی او مرا رها نمی کند، درست فرمودن گاهی میزها به آدم ها می چسبد.

+ نوشته شده در دوشنبه 29 مهر1387ساعت 15:49 توسط » رامین شمسایی نیا |

 

نقدی برشیوه وبلاگ نویسی بعضی خانم ها والبته آقایان

رد پای خود تبلیغی در وبلاگ  

  • این یادداشت واکنش های بسیاری را به همراه خواهد داشت این را خود می دانم
  • به واژه بعضی در سر تیتر دقت کنید تا از شدت این واکنش ها کاسته شود
  • مخاطب این یادداشت شاید تنها کمتر از یک درصد از بلا گرین باشند

صفحه وبلاگ که با این اینترنت نفتی ما آرام ارام باز می شود قصه شروع می شود ...من دانشجوی پزشکی هستم ...من طلبه شاگرد اول هستم.. .من قدم بلنده ...من ابروم کمونه....من...استغفرالله. قصه آنجا تلخ تر می شود که این خود تبلیغی متاسفانه به طیف مذهبی نیز کشیده می شود. جالبترناک اینکه بعضی از بزرگوارها از عکس هایی استفاده می کنند که دوچشم از ان عکس بیرون زده ودیگر هیچ! سئوال فنی ای پیش می آید که مراد از این کار چیست؟! اگر مراد نمایش عکس خود است پس چرا چهره پوشیده است؟ اگر نمی خواهید کسی چهره شما را ببنید پس چرا عکس خود را در صفحه ای نمایش می دهید که امکان بازدید از آن در تمام جهان امکان پذیر است! این یک تناقض نیست؟! گفته می شود که شاید از عکس شخص دیگری که هیچ ارتباطی با وی ندارد استفاده می شود، سئوال های قبلی کماکان پار برجاست با این اشکال اضافی که استفاده از عکس غیر با چه هدفی؟ فقط برای جلب توجه؟ نیاز به توجه تا این حد؟!... موضوع وقتی به اوج می رسد که همین شخصی که این چنین خود را مقید نشان می دهد در عمل این گونه نیست این را می توان از شیوه کامنت گذاری و حتی چت کردن هایش و خلاصه نوع ارتباطاتش فهمید. آن وقت است که فاصله از آن چه نشان می دهد با انچه که هست نمایان می شود...یک جای کار می لنگد...

ممکن است فرض شود که من متحجر وتندرو ویا برعکس روشنفکر وغرب زده ام، من کلانتر ویا مُفَتِش نیستم که بدنبال نقصان کسی باشم حرف من تنها یک کلمه است: آن کسی که داعیه تبلیغ ارزشهای اسلام عزیز را دارد نباید ضد ارزش عمل کند، من اگر می خواهم افکار یک طلبه جوان یک دانشجوی مسلمان ومذهبی ویک... را به هم سن وسالان خود برسانم هیچ لزومی نداره به صد مُدل از خودم تعریف کنم وقصد مطرح شدن وجلب توجه را داشته باشم کجای این کار با سیره حضرت فاطمه (س) همخوانی دارد؟!

اگر در این یادداشت بر روی شیوه وبلاگ نویسی خانم ها زوم کرده ام به این معنی نیست که اقایان و یا حتی خود من از این آفت در امان مانده ایم. بل - که خدائیش من این عادت را در خانم ها بیش از آقا یان یافتم. بار دیگر در پایان یادداشت اشاره می کنم خواهرن وبرادران فراوانی هستند که برای نشر وترویج ارزش های اسلامی زحمات فراوانی از طریق وب نویسی می کشند که امیدورام یادداشت فوق باعث رنجش خاطر انان نشود.

بعد التحریر۱:از هم اکنون اماده دریافت شکایات، احضاریه به دادگاه، دمپایی های شلیک شده و...هستیم، ولی خدائیش یه کم جنبه انتقاد داشته باشید... 

بعد التحریر۲: از سفر باز گشتم (۳/۶/۸۷)...

  ــــــــــــ بازتابـــ ـــــــــــــ

   *ابن سبیل

خوشحال شدم از اینکه شما هم با بنده هم دردیدید.
البته من یه مدت با این پروژه آسیب شناسی وبلاگ بچه مذهبی ها در گیر بودم و هستم.
خوب اشاره کردید از نحوه کامن گذاشتن ها.....
راستی حتب قصد داشتم به عنوان یک رساله و پروژه کار کنم....
و جدی.....

   *ف.ق

سخت نگیر برادر دنیا شلوغ تر از این حرفهاست.
 
   *سیب سرخ انتظار
مرحبا....عالی بود....یعنی فکر میکنم حرف دل خیلیا رو زدید....مخصوصا نحوه ی کامنت گذاشتن نویسنده ی بعضی وبلاگا که واقعا جای
تاسف داره....
   *بابک رشیدی
وحشتناک باهاتون موافقم . خداییش بعضی ها بد جوری افراط می کنن (مخصوصاً در زمینه گذاشتن عکس) . هرچند بعضی اوقات گذاشتن یه سری اطلاعات جزئی خالی از لطف نیست
+ نوشته شده در یکشنبه 30 تیر1387ساعت 16:12 توسط » رامین شمسایی نیا |