تبليغاتX
از الف...

 

در انتخابات تقلب شده چونکه...

بگم؟!...میگما...

آنچه در ذیل می آید اظهار نظرهای رجال سیاسی ایران +یانگوم در مورد انتخابات اخیر است، اسناد ومنابع این گفته ها  نه تنها در دفتر وبلاگ موجود نیست! بلکه در هیچ جای دیگه هم موجود نیست! درضمن اون قضیه تشابه اسامی تصادفیه واین ها رو هم که می دونید!

 کروبی: حتی ننه جون من هم فهمیده بود من رئیس جمهور میشم، تازشم 4سال پیش که هیشکی من رو دوست نداشت 5 میلیون رای آوردم! اونوقت چطور الان که بروبچ دورو ورم هستن از بین 4 تا کاندید پنجم شدم! (توضیح این که جناب آقای «آرای باطله» با کسب بیش از 400هزار رای، نفر چهارم انتخابات شدن!)

احمدی نژاد: ملت از همون اول گفت اونایی که پسراشون یه شبه پولدار شدن وماست کاله واینا... پیروزی ملت رو در انتخابات قبول ندارن. من رو نه ها، ملت!

جومونگ: اون ها از اول برای  تسخیر صندوق ها وسرزمین های مادری ما توطئه کرده بودند!

لاریجانی: علت العلل تقلب در قضیه انتخابات سالب به انتفاع موضوعه!(بدون زیر نویس!)

یانگوم ورفقا: بانوی بزرگ از همون اول که تو آشپزخونه کار می کردیم به ما گفته بود!

کواکبیان در صحن مجلس: آی ی ی نفس کش! رای مارو پس کش! آی (بوووووووووووق!!!)

حداد عادل:  میر حسین بیا بده رایی               زان صندوق های خیالی

                  تا من بشم رئیس مجلس             باز هم اگر عمریست باقی

                  تا دماغ علی شود سوخته             تا بداند منم وکیل الدوله!

واما بخوانید تیتر اول برخی جریده های وطنی ونیمه وطنی  و  اونوری...

کیهان: اصلاح طلبان فعلاً تا چهار سال دیگه برن بوق بزنن!

تابناک: آقا محسن جونم رئیس جمهوره! به کوری چشم کیهان!

وطن امروز: اصولگرایی یعنی احمدی نژاد، یعنی سایپا، یعنی شستا، یعنی مهرداد...

روزنامه اعتماد ملی: 50میلیون از رای های شیخ خوانده نشده است!(منبع اسمیگل و ارباب حلقه ها!)

انصار حزب الله : سبز بودن برگه های رای، نشان از خیانت وزیر کشور به رئیس جمهور دارد! مرگ برمنافق!!! کوش اون چماقم! حاجی موتور رو آتیش کن بریم براش...

+ نوشته شده در سه شنبه 9 تیر1388ساعت 2:5 توسط » رامین شمسایی نیا |

اینطور می خواهید دولت اسلامی تشکیل دهید؟!

   يكي از حاميان مهدي كروبي در مشهد

شمایی که سطر اول این نوشته را می خوانید یا به معماری آینده انقلاب توسط آقا (رهبری) اعتقاد دارید، یا ندارید. اگر ندارید که همین الان این  وبلاگ را ببندید که بدردتان نمی خورد، اما اگر آقا را معمار آینده انقلاب می دانید حتماً شنیده اید که رهبری بارها استراتژی بلند مدت انقلاب را پنج مرحله انقلاب اسلامی، ایجاد نظام اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی و جهان اسلامی می دانند، ایضاً اینکه بارها فرموده اند ما در مرحله تشکیل دولت اسلامی هستیم. یعنی دومرحله اول در همان سال اول انقلاب محقق شد والان سی سال است که در مرحله سوم یعنی تحقق دولت اسلامی«گیر»کرده ایم! چرا گیر کردیم؟! بخشی از این «زمان بلند» بر می گردد به پروسه زمان گیر آن، ولی بخش دیگر آن را باید در دولتمردانی که حاکم بوده اند جُست.کیست که انکار کند در برهه ای واگن های قطار انقلاب از ریل خارج شدند وخاک آلود؟! وکیست که انکار کند که این واگن ها در سال 84 به ریل بازگشتند؟! دوهفته ای بیشتر به انتخاب دهمین رئیس دولت نمانده است، برای احقاق آن استراتژی انقلاب الان تشکیل دولت اسلامی در اولویت است. چه کسی می تواند این مرحله را به انجام برساند؟ معیار های دولت اسلامی چیست؟ شخص مهم نیست، مهم این است که کدام نامزد برای قالب ریاست دولت اسلامی «خوش تراش تر» است؟ پاسخ به این سئوالات شاید مشخص کننده رای من و شما باشد.

شاخص های دولت اسلامی چیست؟ عدالت در تقسیم بودجه برای سراسر کشور، خود را به معنای حقیقی کلمه «نوکر» مردم دانستن، برخورد مهر ورزانه با مردم، مقتدرانه در برابر «ابر قُلدر» های جهانی ایستادن، ساده زیستی، پاکدستی، دوری از رابطه بازی های معمول سیاسی، ومعیارهای که من وشما زیاد شنیده ایم.تبليغات نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري

اما بعید به نظر می رسد کاندیداهایی که در اطرافیانشان کسانی حضور داشته باشند که من وتو بسیجی و فقه شیعه را مایه وعامل خشونت می دانند و شعار مردم سالاری بدهند ومردم سواری کنند، بتوانند رئیس خوبی برای دولت اسلامی باشند. چرا که افراد بدون احساس شباهت به دور کسی جمع نمی شوند! معلوم است آن کاندیدایی که در جمع بیست هزار نفری حامیانش به سختی می توان چند خانم محجبه را پیدا کرد، بگوید گشت های ارشاد را جمع می کنم! معلوم است آن کاندیدایی که از سیاست خارجی دولتی که «کرنش وسازش» را مهم ترین راهبرد خود در برابر غرب می دانست دفاع می کند، باید هم از سیاست خارجه مقتدارنه وشجاعانه انتقاد کند، جز این هم انتظاری نمی رود!

ما به کجا می رویم که آن نامزد می آید در صدا و سیمای ما و اعتقاد به حضور امام زمان در مدیریت جهانی را خرافه می خواند؟! کمک به مستضعفان را که امام ولی نعمتشان خواند را گدا پروری بخواند و افرادی که متهم به فساد اقتصادی هستند را بر ریاست ستاد خود بنشاند وادعای تشکیل کابینه ای پاکدست را بدهد؟! آقایان اینگونه می خواهند دولت اسلامی تشکیل بدهند؟! ترس ما این است که با این رفتار آن دو مرحله قبلی(انقلاب و نظام اسلامی) نیز نقش بر آب شود!

مهم این نیست که به کسی که رای می دهیم از کدام جناح و قوم و قبیله است، مهم آن است که چقدر توانایی تشکیل دولت اسلامی را دارد. باید به سابقه اش نگاهی انداخت و دوم که مهمتر است باید به اطرافیانش نگاه کرد، چرا که رجل سیاسی را نمی توان بدون اطرافیانش تحلیل کرد، همانطور که اشاره شد هیچ کس بدون احساس شباهت به دور کسی جمع نمی شود.

+ نوشته شده در دوشنبه 11 خرداد1388ساعت 22:37 توسط » رامین شمسایی نیا |

 

 پایان خاتمیـسم                                          

شخصیت هر چهره سیاسی را نمی توان به تنهایی بررسی کرد، اطرافیان هر رجل سیاسی نقش بسزایی در رفتار وتصمیم گیری های او دارند، گاه این تاثیر گزاری شدت دارد وگاه ضعف، آقای خاتمی قطعاً یکی از چهره هایی است که این تاثیر گذاری برای وی در نقطه شدت قرار دارد. اما نکته ای که نباید از آن غافل شد آنکه حلقه هایی که در اطراف هر رجل سیاسی شکل می گیرند به نوعی احساس سنخیت با وی می کنند و یا خود آن شخص چراغ سبزهایی برای برآورده کردن خواسته های آنان از خود نشان می دهد. گواه این مدعا حلقه بسته مشاوران خاتمی در دوران ریاست جمهوری وی است، که عمدتاً حلقه اول آن را جبهه مشارکت «ایران اسلامی» و سازمان مجاهدین «انقلاب اسلامی»  تشکیل می دادند. نگاه قیمانه این دو قلوهای افراطی محدود به دولت نبود وحتی مهدی کروبی (کسی که او را لقب شیخ اصلاحات دادند) هم از این نگاه قیمانه در مجلس ششم گلایه می کند.

نظریه معروف برینتون در علوم سیاسی می گوید انقلاب پس از مدتی توسط نیروهای خود انقلاب خورده می شود، این نظریه در انقلاب های کبیر فرانسه (1789م) و انقلاب  اکتبر1917 بلشویک ها در روسیه جواب داده است، اما آیا در مورد انقلاب اسلامی نیز جواب می دهد؟! پاسخ به این سئوال خود نیازمند مقاله ای مفصل است که در آینده به آن پرداخته می شود، اما آنچه نگارنده مد نظر دارد این است که قطعاً اگر قرار باشد این انقلاب توسط نیروهای خود خورده شود این نیروها کسانی جز تندروهای دوم خردادی نیستند! لقب گورباچفی که به آقای خاتمی دادند که یادتان نرفته....

 دلایل خداحافظی

پس از اعلام کاندیداتوری وانصراف خاتمی از عرصه انتخابات باید «پایان خاتمیسم» در کشور را پذیرفت، خاتمی را عده ای به میدان آوردند با این تحلیل که خاتمی در انتخابات شرکت کند در صورت پیروزی که مرادشان حاصل شده است و اهداف خود را از سر می گیرند ولو این که موفق نشوند ، حداقل یک گام به پیش رفته اند.  واما در صورت شکست حداقل توانسته اند جریان اصلاحات را از مرگ حتمی نجات بدهند و مدتی  این جریان  را ولو با «شوک خاتمی» همچنان زنده نگه دارند، تکثیر قارچ گونه سایت های اینترنتی و روزنامه های اصلاحطلب وکمپین هایی که با هدف ایجاد پایگاه اجتماعی بوجود آمده اند، نشان از این تحلیل اصلاحطلبان داشت. واین وسط تنها خاتمی بود که سیبل می شد.

اما خاتمی به دلایلی که هنوز هم مشخص نیست به نفع میر حسین از انتخابات کناره گرفت، اما نتیجه انتخابات هرچه شود یک چیز مسلم است وآن هم پایان خاتمی است. چرا که او با این کار خود تنها پایگاه خود یعنی اصلاحطلبان تندرو را هم ازخود گرفت وخشم آنها را با انصراف خود خرید! دلیل دیگر آنکه گفتمان قالب کشور در چند سال اخیر عدالت و پیگیری مشکلات معیشتی مردم شده است، تبلیغات کاندیداهای مجلس هشتم و برنامه های کاندیدا های انتخابات ریاست جمهوری حاکی از این امر است. میدانی که خاتمی در آن قوت چندانی ندارد واصولاً مطلوب ها و اولیت های کاری او چیزی جز آزادی بیان ، جامعه مدنی و توسعه سیاسی نیست، چیز هایی که به گفته خود وی تا زمانی که شکم مردم گرسنه است تحقشان امکان پذیر نیست (فارغ از این که تحققشان برای انقلاب مفید است یا خیر!) بنابراین باید پذیرفت که شعار های خاتمی دیگر رنگ با خته ا ند وکسی برای این شعار ها تره  هم خرد نمی کند. بدیهی است که با کم رنگ شدن ودر واقع «مرگ یک گفتمان» پایان عمر سیاسی صاحب آن گفتمان نیز فرا می رسد! خداحافظ خاتمی...

+ نوشته شده در سه شنبه 4 فروردین1388ساعت 22:40 توسط » رامین شمسایی نیا |

 

حماس ها باید صادر شوند

» تشکیل هسته های مقاومت در کشور های سازشکار برای تشکیل قطب حق وحذف اسرائیل

مطمئناً یکی از دلایل اصلی حمله وحشیانه اسرائیل به باریکه غزه این بود که حریفِ قدری در مقابل ندید وخوفی از فردای حمله نداشت، اینکه اسرائیل از یک گروه کوچک چریکی که تنها صلاحش ایمانش است وبعد از آن چند موشک دست ساز و چند سلاح، به اندازه یک ارتش کامل نترسد اظهر من الشمس است، هرچند که ساکنان فلسطین اشغالی که اکثراً در قبال دریافت امتیازات وکمک هزینه های بسیار به مهاجرت به این سرزمین اشغالی تن داده اند، وممکن است حتی تحمل همان موشک ها را هم نداشته باشند. اشتباه محض است که فکر کنید اگر کشورهای اسلامی با هم متحد بودند و اگر کشور های عربی هنوز بر رجز خوانی ها و انا رجل گویی های اجدادشان باقی می ماندن آنگاه هم اسرائیل جرات حمله به فلسطین را داشت، شاید همین عدم اتحاد بود که باعث شد وینستون چرچیل (رئیس جمهور انگلیس در جنگ جهانی دوم) بگوید: اگر اعراب را بترسانی چون س... کفش تورا لیس خواهند زد! اگر ما متحد بودیم آنگاه نوبت لیس زدن چرچیل وامثالش میرسید!

اما سخن من آنست که برای محو اسرائیل از نقشه، موجودیت اسرائیل را باید به گونه ای گسترده تر تهدید کرد، یعنی چیزی فراتر از حماس وحزب الله، اما اولین مشکل برای تشکیل «جبهه ای متحدو قوی» وجود کشور هایی سازشکار است که یا از مقاومت کردن در برابر قدرت های سلطه گر می ترسند و یا نمی ترسند ولی منافع خود را در جایی دیگر جستجو میکنند. پس صورت مسئله ما برای تشکیل جبهه متحد و قوی برای رویارویی با اسرائیل را باید تغییر یا تضعیف نظام های سازشکار دانست، اما چگونه؟!

اگر دیروز جهان دوقطب شوروی با نظام فکری کمونیسم و آمریکا بانظام فکری لیبرالیسم، را به خود میدید وبعد از فروپاشی شوروی جهان تک قطبی شد و آمریکا قدرت اول، امروز وقت آن رسیده است که جهان مجدداْ دو قطبی شدن را تجربه کند، دوقطب حق و باطل، به نظر میرسد انقلاب مردمی ایران در سال 1979م آغازی بر تشکیل این قطب دوم باشد، مهمترین تاکتیک قطب ها در جنگ سرد « یارگیری» و«تقویت جنبشهای همسو» بود. همین الان نیز امریکا همین کار را میکند، در ایران از جناحی که سازشکارتر است حمایت میکند، در فلسطین از محمود عباس، در لبنان از 14مارس و...، قطب حق نیز باید چنین کند، قطب حق باید حماس ها وحزب الله ها وکلاً هسته های مقاومت را توسعه دهد وصادر کند، و از آنها حمایت کند تابه مرور آن قدر قدرت پیدا کنند که آن «جبهه متحد و قوی» حاصل شود.

حماس در فلسطین، حزب الله در لبنان، دولت عراق، دولت سوریه، شیعه های یمن، جنبش اخوان المسلمین در مصر، ودر کل جناح های مقاوم و حق طلب بهترین گزینه ها برای تقویت شدن هستند، تا به مرور زمان بتوانند قدرت را در این کشور ها ومنطقه به دست بگیرند.

+ نوشته شده در دوشنبه 7 بهمن1387ساعت 22:16 توسط » رامین شمسایی نیا |

 

 شعاری که عملی شد

دفتر کار احمدی نژاد فقط در خیابان پاستور نیست

پایتخت محوری دولت ها

در کتاب داستان سیستان خاطره ای از آقا میخوانیم که نقل می کند آن زمان که ایشان به ایرانشهر تبعید شده بودند، سال 57 سیلی می آید و حتی معاون استاندار هم نه برای کمک ونه برای بازدید به آنجا سری نمی زند! نزدیک ترین فرودگاه هم برای دریافت کمک های شیر وخورشید آن موقع (وحلال احمر الان) فرودگاه بیرجند بود! چرا؟! چون خاندان سلطنتی برای شتر چرانی به آنجا میرفت! شهرستان ها گم شده بودند...بعد از انقلاب نیز رویه دولت ها عمدتاً بر مرکز محوری و پایتخت محوری بود، دفتر کار رئیس جمهور تنها محدود به همان اتاق و همان ساختمان ریاست جمهوری بود، بسیاری از مردمان استان ها و شهرستان ها بودند که چهار سال به چهار سال به پای صندوق میرفتند ورایی می دادند، ولی مردمانشان حتی توفیق دست تکان دادن برای رئیس جمهور «در شهرشان» را نداشتند. محمود احمدی نژاد در سخنرانی های تبلیغاتی خود برای انتخابات ریاست جمهوری، تشکیل جلسات هیئت دولت در استانها برای رسیدگی به مشکلات استان ها را یکی از وعده های خود اعلام کرد، وعده ای که بر خلاف بسیاری از وعده های معمول انتخاباتی صادق از آب در آمد.

احمدی نژاد رئیس جمهوریست که سراسر شهرستان ها و روستاهای سرزمین پهناور ایران را دفتر کار خود می داند. به میان مردم محروم آمدن و سخنانشان را شنیدن کجا و نشستن در تهران وخواندن گزارش های مسئولین بومی که «گاهاً» با وضع موجود در آن شهر شباهت زیادی نداردکجا! لنکرانی وزیر بهداشت خاطره ای نقل می کند و می گوید: « در یکی از سفر های هیئت دولت به یکی از شهرستان ها رفتم، فرماندار آن شهر گفت تمامی مناطق حاشیه ای شهر از لوله کشی گاز برخوردارند، به آن مناطق حاشیه ای رفتیم و دیدم که خبری از گاز لوله کشی نیست! به فرماندار گفتم، گفت: منظورم این بود که قراراست در آینده گاز اینجا را لوله کشی کنیم!»

واما خوزستان...                 

خطه ای که به گفته امام راحل «دِین خود را به اسلام ادا کرد»، هشت سال زیر چکمه و زنجیر تانک دشمن بعثی لگد مال شد و مردمانش در انتظار چشیدن طعم شیرین عدالت بعد از انقلاب، چرا باید با وجود بیش از یک سوم از آبهای شیرین کشور در خوزستان، خرمشهری وآبادانی آب شور بخورد؟! چرا با وجود ذخایر عظیم گازی در مسجد سلیمان، مسجد سلیمانی روی گاز راه برود ، بیماری تنفسی بگیرد ولی زمستان کپسول گاز به دست به دنبال ماشین تعویض کپسول گاز بدود؟! چرا باید جوان ماهشهری از آب آغشته به پساب صنعتی پتروشیمی بنوشد ولی خودش بیکار باشد و اشتغال جوانان آن استانهای سوگلی را در آنجا به نظاره بنشیند؟!  درد ها بسیار و مجال ما کم... دولت نهم اما اهتمام ویژه ای به خوزستان دارد، این را هر منتقد منصفی می پذیرد، حتماً شنیده اید که طولانی ترین جلسه استانی هیئت دولت مربوط به سفر اول دولت به خوزستان است! وقصه لغو آن مصوبه دولت قبلی که توسعه وسرمایه گذاری در مناطق ملتهب مرزی چون خوزستان را «غیرعقلایی» دانسته بود، وشواهد بسیار دیگری نشان از صدق گزاره «اهتمام دولت نهم به خوزستان» دارد.

 مصوبه کافی نیست!

دومین سفر استانی رئیس جمهور به خوزستان 250مصوبه در راستای توسعه وآبادانی خوزستان داشت، اما باید پذیرفت که تنها «مصوبه» کافی نیست. مصوبات خوب، مجریان خوب و پیگیری خوب هم میخواهد، سال گذشته در کنفرانس مطبوعاتی استاندار خوزستان شرکت کردم، استاندار می گفت بودجه عمرانی اهواز دوبرابر مشهد است، وقتی نوبت به من رسید از وی پرسیدم پس دلیل عدم توسعه استان چیست؟ گفت: ضعف مدیریت!! شنیدم این حرف از عالیترین مقام اجرایی استان برایم جالب بود! همان مشهد با همان بودجه نصف اهوازی اش هم مترو اش راه افتاد و هم میادین سه طبقه به خود دیده است و هم... بگذریم! انشا الله که با اجرای مصوبات دور دوم سفر هیئت دولت، شاهد خوزستانی آباد و توسعه یافته باشیم. مسئولین از حرف های ما چیزی به دل نگیرند که دانشجوئیم و عدالت خواه و مطالبه گر!

+ نوشته شده در پنجشنبه 5 دی1387ساعت 21:41 توسط » رامین شمسایی نیا |

قصه کردان هم تمام شد،او برای خیلی ها عبرت شد...

نگار من

                      نگارمن که به«مکتب» نرفت و«خط»ننوشت

                                            به غمزه مسئله آموز صد  مدرس شد

+ نوشته شده در شنبه 18 آبان1387ساعت 19:50 توسط » رامین شمسایی نیا |

 

چنین است بزم محمود و اسفندیار

رئیس دولت اصولگرا به ملت پاسخ دهد: چرا مشایی نرفت؟!

دوست اسرائیل دوست ما نیست

 این یک نقد دورن گفتمانی است: معروف است که محمود احمدی نژاد، ششمین رئیس جمهور انقلاب ما (بدون محاسبه مهدی بازرگان) هنگام نصب معاونین و وزاری خود از آنان میثاق نامه ای گرفته است که در صورت عدم عمل به این میثاقنامه(طبق توافق طرفین) آن معاون یا وزیر باید کابینه را ترک کند. در بند دوم این میثاق نامه آمده است:« تعهد می کنم باهمه توان از ارزش ها وفرهنگ اسلامی از جمله شهادت طلبی، جانبازی در راه خدا، آزادی وآزادگی ورعایت شعائر اسلامی دفاع کرده ودر راه ترویج آن  بکوشیم» (به نقل از کتاب احمدی نژاد معجزه هزاره سوم نوشته فاطمه رجبی) که عملی پر نیک است.

 اسفندیار رحیم مشایی ما را دوست ملت اسرائیل دانسته وگفته هزار بار بر این گفته خود پای می فشرم! اینکه چیزی بنام «ملت اسرائیل» وجود خارجی ندارد و مشتی رند ولاط اشغالگر در آن زمین میزیند«اَظهر من الشمس» است، پس بیهوده وقت خود وشما را برای اثبات آن نمی گیرم. سئوال اساسی آنجاست که احمدی نژاد کسی است که  هفت وزیر و یک معاون خود را (بدرستی یا نادرستی که علت آن بر ما پوشیده است)برکنارکرد. اما چرا تن به تعویض مشایی نمی دهد؟! رئیس جمهوری که بیش از دوجانشین قبلی خود بر دشمنی با اسرائیل اصرار دارد، چرا دوست ملت اسرائیل را در کابینه خود نگه داشته؟! واخیراً همواره همراه خود می کند.                                      

 رئیس دولتی که می گفت کابینه من «هفتاد میلیونی» است، آیا صدای اعتراض مراجع، نمایندگان مجلس، مجلس خبرگان، دانشجویان و... را نمی شنود که خواستار عدم حضور مشایی در کابینه هستند؟! یا شاید اینها جزء هفتاد میلیون نیستند! وجالب اینکه در مقابل سیل این اعتراضات مشایی حتی حاضر به معذرت خواهی  هم نیست! این است عمل به آن میثاق نامه؟ این است ترویج «ارزش ها وفرهنگ اسلامی»؟! احمدی نژاد بدان که آن کودک آواره فلسطینی به تو نگاه می کند تا دوستِ دشمن او را از کابینه ات بیرون کنی...

+ نوشته شده در جمعه 29 شهریور1387ساعت 0:22 توسط » رامین شمسایی نیا |

 

برای هجدهِ تیر

 

نمایشِ « اصلاح !» طلبان

 

آن روز چه گذشت؟

 

ازکشیک وزارت اطلاعات تا دستگیری رئیس پلیس تهران

 

 

 

از الفـ هجده تیر سال78 را شاید کمتر دانشجوی سیاسی ای از یاد ببرد، اما آن روز چه شد؟

ساعت 5بعد از ظهر 17 تیرماه78 است، روزنامه «سلام» به مدیر مسئولی آیت الله موسوی خوئینی ها توقیف می شود،آن شب شورای مرکزی انجمن « اسلامی» دانشگاه تهران تشکیل جلسه می دهد، فرخ شفیعی (دانشجوی کارشناسی ارشد نقشه برداری ساکن اطاق شماره 42خوبگاه 22کوی)تنها کسی است که اصرار دارد شبانه در اعتراض به این توقیف تجمع برگزارکنیم، جلسه تمام شد. فرخ تنهاست او خود دست به کار شده، اعلامیه می نویسد وپخش می کند، ساعت از 10 شب گذشته که حدود بیست دانشجو جلوی درب خوابگاه جمع شدند وفریاد می زنند:«با چوب وسنگ وشیشه /سلام تعطیل نمی شه» و به سمت درب خروجی کوی دانشگاه حرکت می کنند، جمعیت الان به 150 تَن می رسد حتی مقاومت سرنگهبان هم نمی تواند جلوی حرکت آنها به خیابان را بگیرد کلانتری 125 و کشیک وزارت اطلاعات نخستین کسانی هستند که از تجمع مطلع می شوند.

 

جمعیت200نفره  با پیشاهنگی فرخ شفیعی شعار«آزادی اندیشه / همیشه همیشه» می دهند و به سمت بزرگراه جلال آل احمد حرکت می کنند. ستوان قنبری افسر گشت کلانتری 125 به محل می رسد، موج دانشجویان زیاد است ونیروی کمکی لازم، خبر به معاون هماهنگ کننده منطقه انتظامی تهران می رسد، سردار میر احمدی ساعت 3:45 دقیقه صبح  دستور اعزام چهار واحد یگان ویژه را به محل می دهد. نیروهای ویژه کمکی با تجهیزات لازم به محل می رسند، پلیس دانشجویان را (که اکثراً با لباس راحتی به خیابان امده اند!) به بازگشت به کوی دعوت می کند، اکثراً عطای اعتراض شبانه را به لقایش می بخشند وخواب شبانه را به داد وفریاد ترجیح می دهند. تنها فرخ شفیعی می ماند و50 تن از دوستان تندروی اوکه حاضر به ختم اغتشاش نبودند. پلیس چاره ای جز برخورد « محکم تر» ندارد، همین برخورد « محکم تر» می شود دستمایه ای برای ادامه اغتشاش در 18 تیر 78...

 

این ناآرامی ها چندین روز ادامه پیدا کرد وهر روز ابعاد گسترده تری به خود می گرفت،  بسیاری از تئوریسین های دوم خرداد وحتی برخی مقامات رسمی (از جمله مصطفی تاج زاده معاون سیاسی وزیر کشور)در این تجمعات شرکت داشته وبه تحریک دانشجویان می پرداختند، رئیس پلیس تهران (سردار نظری)به جرم ورود غیر قانونی به کوی دنشگاه به دادگاه ویژه نظامی احضارشد. سرانجام این نا آرامی ها  با ورود «سپاه» خاتمه یافت.

 

سالها از آن روز می گذرد بسیاری از تحلیلگران وسران انقلاب معتقدند آن اتفاقات یک طرح تدوین شده برای «براندازی نظام» بود. در این بین شاید دو نکته بیشتر تاسف آورتر باشد:

 اول: اینکه چرا دانشجو که قرار است بیدار باشد وآگاه، چنین راحت خام می شود وآلت دست این وآن؟ دوم: آنکه چرا بعضی نزدیکان به دولت وقت در این نا آرامی ها دانشجویان را حمایت وتحریک می کردند؟ آیا آنها در این «طرح تدوین شده» نقش داشتند وبرای آنها منفعتی داشت؟!

 

ــــــــــــ بازتابـــ ـــــــــــــ

   *سرگیجه ها

گزارش بسیار خوبی بود
لااقل خاطر روز های مقاومت را برایمان زنده کرد
کاش می نوشتید که این فرج از کجا پیداش شده بود و اخرش چی شد ؟

   *بارقه 

جواب سئوال اول شما این است. اگر در دوران طلایی ! رییس جمهوری جناب خاتمی دانشجو بوده باشید آن هم در دانشگاه تهران و فعالیت تشکل ها و سخنرانان روشنفکر را در فضای دانشگاه دیده باشید دیگر جواب سئوالتان را هم خواهید داشت.
سئوال دومتان هم که پاسخش را در دلش نهان کرده اید. منفعت! حالا چه جورش؟ در این مقال نمی گنجد!

   *اکینانیوز(به قول خودش)!

چیزی که همون زمان هم مشخص بود این بود که این طرح از قبل چیده شده بود! فقط تو فضای مه آلود اون روزا کسی گوشش بدهکار نبود!...

+ نوشته شده در شنبه 15 تیر1387ساعت 13:20 توسط » رامین شمسایی نیا |

 

 

انتخاب اصولگریان برای ریاست مجلس،کیست؟

 

رقــابت برای تصاحب کرسی ریــاست

 

  

 

         ازالفـ . صورت مسئله

 

انتخابات مجلس هشتم نیزپایان یافت و ترکیب این مجلس هم چون مجلس هفتم با اکثریت اصولگرایان همراه شد.حال مهمترین مسئله برای فراکسیون اکثریت (اصولگرایان) انتخاب هیئت رئیسه مجلس وخصوصاً رئیس مجلس هشتم است. شاید حرف وحدیث ها مختلف باشد، اما همه می دانند که دو گزینه اصلی برای احراز این پست مطرح است، علی لاریجانی و غلام علی حداد عادل...

 

         بــ . دکترفیلسوف

 

علی لاریجانی دکترای فلسفه دارد، شاید همین باعث شده او مذاکره کننده قوی ای باشد.

  • دید+: اومورد حمایت طیف وسیعی از اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری نهم بود و از سویی دیگرتوانست در دوره مسئولیتش در شورای عالی امنیت ملی یک تنه جلوی بسیاری از ابر قدرت های غربی ایستادگی کند. همچنین او دعوت علمای قم برای نمایندگی از این حوزه را لبیک گفت. به باور بسیاری «لاریجانی» می تواند بعد نظارتی تضعیف شده مجلس را احیاء کند.
  • دید-: شیوه ومحتوای تبلیغات وی (لاریجانی)در انتخابات ریاست جمهوری گذشته، باعث رنجش خاطر بسیاری از افراد ارزشی شد، دفاع تلویحی از شیرین عبادی، وعده آزادی استفاده از ماهواه، ارتباط با آمریکا و...

 

         ـج . دکترادیب

 

 غلام علی حداد عادل دکترای ادبیات دارد، شاید همین باعث شده (با خنده های همیشگی اش) خوب از پس خبرنگاران بر بیاید.

  • دید+: او دارای تجربه زیاد در امر مجلس وفردی آرام است، شاید نقطه موفقیت مجلس هفتم یعنی دوری از «جنجال های بی حاصل سیاسی» را تا حدودی زیادی باید وامدار وی دانست.
  •  دید-: بسیاری او را فردی « سرد» ودارای کرنش بسیار در مقابل دولت می پندارند، ومعتقدند همین مسئله باعث تضعیف بعد نظارتی مجلس شده است.

حال باید نشست ونظاره گر انتخاب اصولگریان بود

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 19 اردیبهشت1387ساعت 21:58 توسط » رامین شمسایی نیا |

 

 

قدرت برای ارزشگرایان تفرقه افکن است؟!

 

دام بزرگـــ برای اصولگرایان

 

جدال لفظی بین دو رئیس قوه

 

 

   ·       یک

 انتخابات دور دوم شوراهای اسلامی شهر و روستا  در سال81 را باید نقطه عطفی در واگرایی اصولگرایان دانست.پیروزی ها ی پی در پی درانتخابات دور دوم شورا ها ومجلس هفتم و ریاست جمهوی نهم (که منجر به یک پارچه شدن دوقوه مقننه ومجریه شد)متاسفانه یک پیامد بد داشت وآن هم بروز اختلافات در بین اصولگرایان بود.سئوال این است که آیا قدرت برای ارزش گرایان نیز اختلاف آفرین است؟

تشکیل فراکسیون هایی چون «اصولگرایان تحول خواه» ویا «اصولگرایان مستقل» در مجلس هفتم،به ائتلاف نرسیدن احزاب اصولگرا در انتخابات نهم ریاست جمهوری(حمایت آبادگران وایثارگران از قالیباف وحمایت موتلفه از لاریجانی)،تشکیل ائتلاف فراگیر اصولگرایان در انتخابات مجلس هشتم همه وهمه نشان از بروز اختلاف در بین اصولگرایان دارد.مگر اصولگرایی شاخصه های مشخص ندارد؟مگر لیدر ورهبر خود را حضرت آقا(مد ظله العالی)نمی دانند؟

 ·         دو

 به نظر می رسد امروز اصولگرایان دچارهمان مشکلی شدند که چندین سال قبل اصلاح طلبان وقتی به قدرت رسیدن دچار این مشکل شدند.وقتی طیف ها در حاشیه قدرت به سر میبرند برای رسیدن به قدرت متحد می شوند ولی وقتی به قدرت می رسند «اختلاف ها» خود را نشان می دهند.حال این اختلاف ها در دوسطح هستند1.اختلاف سلیقه2.اختلاف عقیده.

  1. اگر اختلاف تنها در سلیقه باشد طبیعی است وقابل حل.
  2. اما اگر اختلاف درعقیده باشد باید دانست که مانیفست ومرامنامه مشخصی برای اصولگرایی تعریف نشده است،و واژه اصولگرایی به اندازه جامع ومانع تعریف نشده است،و همین امر موجب نفوذ افرادی به این جریان شده که اصلاً اعتقادی به اصول آن ندارند.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 12 اردیبهشت1387ساعت 14:50 توسط » رامین شمسایی نیا |

 

وزرای اقتصاد و کشور هم از کابینه رفتند

                   ناپایداری های پایدار درکا بینه دولت

مردان حلقه اول کابینه را انحصاری می کنند

 

  • با خواندن تیتر و روتیتر این پست احتمالاً، هم متوجه خبر شدید وهم متوجه تحلیل «ازالفــ». اما آنچه من را به عنوان یک حامی دولت نهم وادار به نوشتن این یادداشت کرد شدت تعجبم بود! هر عقل سلیمی می پذیرد که برای توسعه کشور نیاز به مدیران کارآمد هست، از طرفی مدیران و وزیران باید خود را با یک شخص که در راس کابینه قرار دارد هماهنگ کنند.حال سئوال پیش می آید که آیا تمامی وزرای عزل شده فاقد دو ویژگی مذکور بوده اند؟ اگر فاقد کارآمدی بوده اند چرا به این سمت گماشته شده اند؟ آیا با وجود مشاوران یاد که دکتر احمدی نژاد دارد باز هم قدر شناخت ویژگی های افراد میسر نبود؟ واگرناهماهنگ تشخیص داده شده اند، چه کسی این تشخیص را داده است؟وملاک «ناهماهنگ» شناخته شدن چیست؟
  • بنده خود به شدت به دولت نهم علاقه مندم بدلیل این که فکر میکنم این دولت توانست «گفتمان انقلاب» را که 16 سال در مظلومیت به سر می برد احیا کند وتا حدود زیادی آن را در عمل اجرا کند. اما آنطور که شنیده ام دکتر احمدی نژاد به شدت تحت تاثیر چند فرد خاص در کابینه قرار دارد که اصطلاحاً «مردان حلقه اول» نامیده می شوند، و هرکس را که این افراد نا هماهنگ یا نا کارآمد تشخیص بدهند دیگر هرگز در کابینه جایی نخواهد داشت.

 مقاله مرتبط:

روزنامه کیهان در مورد «تغییر وزرا» چه می گوید؟

 

 

+ نوشته شده در جمعه 23 فروردین1387ساعت 18:35 توسط » رامین شمسایی نیا |