وزرای اقتصاد و کشور هم از کابینه رفتند
ناپایداری های پایدار درکا بینه دولت
مردان حلقه اول کابینه را انحصاری می کنند
مقاله مرتبط:
روزنامه کیهان در مورد «تغییر وزرا» چه می گوید؟
رهروان شهداییم؛
اگر لحظه غفلت بگذارد؛
اگر سرکشی نفس نباشد؛
اگر معرفت ما به ریا رنگ نبازد؛
اگر نیک بدانیم کجاییم، چه بودیم، چه هستیم؟
چرا بار سفر تا به بر دوست نبستیم؛

رهروان شهداییم؛ خدایا بپذیر از کرم خود، کم ما را ...
اگر اين شهدايي كه شلمچه، يادگار آنها و اين بيابانهاي خونين، حامل نشانههاي آنهاست، نبودند، امروز در اين كشور، از استقلال ملي، از شرف ملت، از اسلام و از هيچ چيز ايراني، نشان برجستهيي نبود؛ اينها در مقابل دشمن مهاجمي كه بدون كمترين ملاحظهاي به مرزهاي جغرافيايي و مرزهاي ملي و مرزهاي اعتقادي حمله كرده بود، ايستادند.

جوانان عزيز! مردان و زنان! در هر كجا كه هستيد و اين سخن را ميشنويد، يا بعدا خواهيد شنيد، بدانيد يك كشور و يك ملت، بالاترين سرمايهش همت و عزم و ايمان جوانان آن كشور است. ايمان همراه با ارادهي قوي، ايمان همراه با تصميم، ايمان همراه با روشن بيني، همان چيزي است كه اين كشور را يك روز نجات داد؛ امروز هم مهمترين چيزي كه اين كشور و اين ملت را حفظ كرده است، همين ايمان است.
اي جوانان عزيز! اين روحيات را در خودتان حفظ كنيد، اسلامتان را قدر بدانيد، ياد شهيدان را قدر بدانيد، ايمان عميقتان به قرآن و اسلام و پيوندتان با روحانيت را قدر بدانيد.
مسؤولان را كه از خود شما هستند، دولت، مجلس و قوة قضائيه را قدر بدانيد، روحية پيوند ميان آحاد ملت را قدر بدانيد، خصوصيات اسلامي و ايماني را ـ يعني پايبندي و تعبد را كه بحمدالله در ملت ايران هست ـ قدر بدانيد، به حزب اللهي بودن، افتخار كنيد.
من اين سرزمين را يك سرزمين مقدس ميدانم.
اين جا نقطهاي است كه ملائكة الهي كه شاهد فداكاري مخلصانه اين شهداي عزيز بودند، به اين جا تبريك ميجويند.
ما آمـــــــــــدیم...
بِ بسم اللهِ «از الفــ »
میگن وسعت روح آدم ها به وسعت افکاریه که دارن، یعنی من اینقده روحم بزرگه وخودم خبر ندارم؟! عُمراً...
آخه من به این فکر میکنم که چطور میشه فریاد ها رو شِنُفت؟چطور میشه فریاد زد؟ گاهی اوقات آدم داد میزنه ها ولی نمیدونم چرا این همه موجود دوگوش ودو پا از کنار آدم رد میشن وفریادش رو نمیشنَوَن؟! انگاری که داری زیر آب فریاد میزنی ...هِی بیخوابی های شبانه چه چیزایی رو به ذهن آدم میاره، همش از صحبت های اون استاد تو دوره روزنامه نگاری شروع شد که می گفت:« قدرت شما به اندازه بلندی صدای شماست، امروز جنگ جنگ رسانه هاست»،حالا می فهمم که چرا زنان وکودکان غزه رو میکشن و این غر بی ها کَکِشون هم نمیگزه! صدای ما بلند نیست..این وبلاگ صدایست که دوست دارد رسا باشد.
اما چرا « ازالـف» ؟!
اگر از الف شروع کنیم داریم: الف- ب - پ- بگیر برو تا... ی. دیدید هیچ اتفاقی نیفتاد!
حالا اگر ما کارهامون یه جائیش میلنگه بدونیم که یا «از الف» شروع نکردیم یا وسطش رو فاکتور گرفتیم وزدیم تو کار «ی»! (رج: اون داستان استاد وشاگردی که شاگرده به جای الف میگفت انف تا استاد رو بپیچونه!) البته حالت سومی هم براش قابل فرضه اون هم این که اصلاً الف مون از بیخ مشکل داره..
«از الـف» دنبال کشف این اشکالات در عرصه های سیاست/اقتصاد/فرهنگ وهنر/ وجامعه است پس بدیهیه که دید ولحنی نقادانه داشته باشد.
به قول درویش مصطفی: ...یاعلی مددی!!