محاکمه در خیابان
یک فیلم ، دونکته
نکته اول
نمی دونم چرا ولی اصولاً فیلم دیدن در سینما برای من ودوستم بدون خوردن چیپس وبادام زمینی عقلاً مردوده! القصه اینکه خُلفِ سنت نکردیم و همزمان با محاکمه در خیابان چیپس و بادام رو مُچاله کردیم! یه بنده خدا که نشسته بود دو تا صندلی اون ور تر هِی زیر چشمی نگاه می کرد و نوچ نوچ می گفت، که یعنی دارم فیلم می بینم و صدای چیپس خوردنت اذیت میکنه! جالبتر اینکه اول ردیف نشسته بود وهرکی می خواست رد شه، سه چهار تا نوچ نوچ می گفت! همین بنده خدا آخرای فیلم که حساس ترین جای فیلم بود، موبایلش زنگ زد وشروع کرد بلند بلند صحبت کردن،کلاً اعتماد به نفس چیز خوبیه، نه؟!
نکته دوم
فیلم سیاه وسفیده، این به جذابیتش افزوده، فیلم دو تا تم اصلی داره، که محور یکیشون توهم خیانته و محور دومیش خیانت آگاهانه!
تکمله:
قطعاً نوشتن از شیوه تخمه شکستن وغر و لند کنار درستی در سینما مهمترین دغدغه ام در این روزها نیست، ولی اعلی می دانم که اینطور بنویسم.



